سالهاست که قطعیهای مکرر، فیلترینگ گسترده و کاهش تعمدی پهنای باند، به بخشی از تجربه روزمره کاربران اینترنت در ایران تبدیل شده است. اما در کنار سیاست «خاموشی و محدودیت در جنگ»، پروژه خطرناکتری در حال شکلگیری است که هسته اصلی آزادی اطلاعات را هدف قرار میدهد: پروژه اینترنت طبقاتی که در قالب طرحهایی نظیر «سیمکارت سفید» برای گردشگران و «اینترنت پرو» برای اقشار خاص (برنامهنویسان، اساتید و خبرنگاران) در حال اجراست.
این طرحها در نگاه اول ممکن است یک «تسهیلگری» به نظر برسند، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که اینترنت طبقاتی نه یک راهکار برای دور زدن فیلترینگ، بلکه ابزاری پیچیده برای نهادینه کردن شکاف اجتماعی، کنترل مضاعف و نقض حریم خصوصی است.
پایان بیطرفی شبکه و تولد شهروند درجه دو
اساسیترین اصل شبکههای جهانی ارتباطی، «بیطرفی شبکه» (Net Neutrality) است؛ به این معنا که ارائهدهندگان خدمات اینترنتی باید با تمام دادهها در اینترنت به طور یکسان برخورد کنند و هیچگونه تبعیضی بر اساس کاربر، محتوا، سایت یا پلتفرم قائل نشوند.
توسعه اینترنت پرو و سیمکارتهای بدون فیلتر، شلیک نهایی به این اصل بنیادین است. با اجرای این طرح، حق طبیعی دسترسی به جریان آزاد اطلاعات به یک «امتیاز رانتی» تقلیل مییابد. در این سیستم، جامعه به شهروندان «درجه یک» (واجد شرایط دریافت اینترنت آزاد) و «درجه دو» (محروم از دسترسی) تقسیم میشود. نتیجه این رویکرد، ایجاد یک آپارتاید دیجیتال است که در آن فرصتهای علمی، اقتصادی و آگاهیبخشی تنها در انحصار گروههایی قرار میگیرد که توسط ساختار تایید شدهاند.
تله امنیتی؛ حریم خصوصی در پیشگاه نظارت
یکی از بزرگترین خطرات پنهان اینترنت طبقاتی، ابعاد امنیتی آن است. بسیاری از کاربرانی که برای دریافت اینترنت پرو ثبتنام میکنند، به اشتباه تصور میکنند که به اینترنتی امنتر و آزادتر دست یافتهاند، در حالی که واقعیت فنی کاملاً معکوس است.
زمانی که یک کاربر از فیلترشکنها و پروتکلهای رمزنگاریشده (VPN) استفاده میکند، ترافیک اینترنتی او تا حد زیادی از دید ارائهدهنده خدمات (ISP) پنهان میماند و ناشناس بودن (Anonymity) او حفظ میشود. اما دریافت اینترنت پرو نیازمند احراز هویت مطلق است. کاربر باید با نام، کد ملی، آدرس و عنوان شغلی خود ثبتنام کرده و یک IP ثابت (Static IP) دریافت کند.
این بدان معناست که اینترنت پرو فیلترینگ را حذف نمیکند، بلکه کاربر را از تونل ناشناس VPN به یک «اتاق شیشهای» منتقل میکند. در این حالت، تمامی ترافیک بدون هیچ مانعی توسط نهادهای ناظر قابل رصد است و هر سایت بازدید شده، هر پیام ارسال شده و هر جستجو، مستقیماً به هویت واقعی کاربر گره میخورد.
گروگانگیری استقلال و نهادینه شدن خودسانسوری
بخش تاریکتر این ماجرا، تاثیر روانشناختی و رسانهای اینترنت طبقاتی است. کسبوکارها، استارتاپها، روزنامهنگاران و پژوهشگران برای بقا در دنیای امروز به اینترنت بدون اختلال نیاز حیاتی دارند. واگذاری این شریان حیاتی به شکل گزینشی، یک «اهرم فشار نامرئی» ایجاد میکند.
پژوهشگر یا خبرنگاری که میداند در صورت انتشار یک نقد یا گزارش خلاف میل نهادهای قدرت، ممکن است بلافاصله امتیاز «اینترنت بدون فیلتر» خود را از دست بدهد، ناگزیر به سمت خودسانسوری کشیده میشود. در واقع، اینترنت طبقاتی به ابزاری برای شرطیسازی کاربران تبدیل میشود: «سکوت کن تا متصل بمانی».
سیمکارتهای سفید و اینترنت پرو، راهکاری برای پایان دادن به محدودیتهای اینترنتی نیستند؛ بلکه مرحلهای پیشرفتهتر از کنترل جامعه در عصر دیجیتال محسوب میشوند. این طرحها با تبدیل حق دسترسی به امتیاز، از بین بردن ناشناس بودن کاربران در شبکه و تحمیل خودسانسوری، پایههای یک سیستم نظارت یکپارچه را بنا میکنند.
در چنین فضایی، تلاش برای حفظ یک صدای امن و مستقل برای کاربران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند آگاهیبخشی مستمر است. جامعه مدنی و متخصصان فناوری باید خطرات این آپارتاید دیجیتال را روشن کنند و نشان دهند که آزادی و امنیت دیجیتال، حقوقی غیرقابلمذاکره و تفکیکناپذیرند که نمیتوان آنها را در ازای اتصال به چند وبسایت، روی میز معامله قرار داد.