وقتی خبر بازداشتهای دهها نفره و همزمان در محلات مختلف اهواز منتشر میشود، اولین تصورِ افکار عمومی این است که ماشین سرکوب در حال اجرای یک «تورِ کور» و دستگیریهای تصادفی برای ایجاد رعب و وحشت است. اما تحلیلِ پروندههای امنیتی نشان میدهد که این یورشهای شبانه و دستهجمعی، در بسیاری از مواقع اصلاً «کور» نیستند؛ بلکه نتیجهی مستقیمِ «نشتِ اطلاعات»، خطاهای فاحش در شبکههای اجتماعی و استفاده از بسترهای ارتباطیِ ناامن توسط یک یا چند کنشگر است.
در عصر نظارتهای دیجیتال، بازداشتِ فلهای معمولاً انتهایِ یک دومینوی اطلاعاتی است که نقطهی شروعِ آن، یک اشتباه ساده در فضای مجازی بوده است. در ادامه، کالبدشکافی میکنیم که چگونه بیمبالاتیِ دیجیتالِ یک فرد، کلِ یک محله یا شبکه را به مسلخ میکشاند.
۱. شبکههای اجتماعی؛ معدنِ طلای بازجوها برای «ترسیم گراف ارتباطی»
نهادهای امنیتی پیش از آنکه نیروهای یگان ویژه را به خیابان بفرستند، ساعتها در شبکههای اجتماعیِ باز (Open Source) مشغول جمعآوری داده هستند. آنها از طریق رفتارهای ناامنِ کنشگران، شبکهای از ارتباطاتِ پنهان را کشف میکنند:
- ردپای لایکها و کامنتها: بسیاری از جوانان تصور میکنند که داشتن یک اکانت با نامِ مستعار برای امنیت کافی است، اما به راحتی با همان اکانتِ مستعار، پستهای فعالان هممحلهای خود را لایک میکنند، زیر پستهای فراخوان کامنت میگذارند و یکدیگر را «تگ» (Tag) میکنند. ماشین سرکوب با ابزارهای تحلیلِ داده، الگوی این تعاملات را استخراج کرده و حلقهی دوستان و همفکران را شناسایی میکند.
- گروههای تلگرامیِ عمومی: عضویت در گروههای تلگرامیِ محلی یا گروههای هماهنگی بدون مخفی کردن شماره تلفن، یکی از بزرگترین تلههاست. سایبریها با نفوذ به این گروهها، شماره تلفن دهها جوان اهوازی را در یک لحظه استخراج کرده و به لیستِ بازداشت اضافه میکنند.
۲. ارتباطاتِ ناامن؛ بمبِ ساعتی در جیبِ کنشگران
خطای دوم زمانی رخ میدهد که این شبکهی شناساییشده، برای هماهنگیهای خود از ابزارهای اشتباه استفاده میکند:
- تله گروههای واتساپی و دایرکتِ اینستاگرام: واتساپ و اینستاگرام برای هماهنگیهای میدانی و فعالیتهای حساس، مطلقاً ناامن هستند. در واتساپ، شماره تلفنِ تمام اعضای گروه برای یکدیگر قابل مشاهده است. کافی است یک نفوذی در گروه باشد یا گوشیِ یکی از اعضا به دست بازجو بیفتد؛ در کسری از ثانیه، هویت و شمارهِ دهها فعالِ دیگر فاش میشود.
- دفترچه تلفنهای مرگبار: ذخیره کردنِ نامِ همرزمان با پسوندهای معنادار (مثلاً «علی تظاهرات»، «حسین اعلامیه»، «احمد محله فلان») در گوشیهای هوشمند، عملاً تقدیم کردنِ چارتِ سازمانیِ شبکه به بازجو است.
۳. اثر دومینو؛ وقتی سقوطِ یک نفر، سقوطِ یک شهر است
پیوندِ این خطاهای مجازی با ارتباطات ناامن، فاجعهی بازداشتهای دستهجمعی را رقم میزند. سناریو معمولاً به این شکل پیش میرود:
نهاد امنیتی ابتدا فقط یک نفر (حلقه ضعیف) را که در اینستاگرام یا توییتر خطای امنیتی داشته، به صورت بیسروصدا بازداشت میکند. رمزِ گوشیِ او شکسته میشود (یا با تهدید و ضربوشتم دریافت میشود).
از آنجا که این فردِ بازداشتی:
۱. چتهای خود را پاک نکرده است…
۲. از پیامرسانهای بدونِ «حذف خودکار» (Auto-Delete) استفاده کرده است…
۳. و در گروههای پرجمعیتِ واتساپی عضو است…
بازجو به جای یک متهم، ناگهان به نام، شماره تماس، لوکیشن و عکسِ پنجاه متهمِ دیگر دست پیدا میکند. تیم عملیاتی در همان شب بر اساسِ اطلاعاتِ استخراجشده از این یک گوشی، به خانهی دهها جوانِ احوازی یورش برده و آنها را دستگیر میکند. جامعه تصور میکند یک «بازداشت فلهای و کور» رخ داده، در حالی که این یک «صیدِ شبکهایِ هدفمند» بر اساس دادههای لو رفته بوده است.
۴. پروتکلهای مهار؛ قطع کردنِ زنجیرهی بازداشت
برای جلوگیری از اثر دومینو و محافظت از شبکههای مدنی در اقلیم اهواز، رعایت سختگیرانهی اصلِ «قرنطینه اطلاعاتی» الزامی است:
- دیوارِ آتشِ ارتباطی: هیچگاه برای هماهنگیهای حساس، گروههای آنلاین (با حضور بیش از ۳ نفر) تشکیل ندهید. ارتباطات باید به صورت سلولی و خوشهای باشد؛ به طوری که اگر یک نفر دستگیر شد، نهایتاً فقط ۲ یا ۳ نفرِ دیگر را بشناسد، نه کلِ فعالانِ محله را.
- مهاجرت به سیگنال و حذف خودکار: تمام ارتباطاتِ شبکهای باید به پیامرسانِ «سیگنال» منتقل شده و تایمرِ حذف خودکار (Disappearing Messages) رویِ کمترین زمانِ ممکن تنظیم شود. هیچ تاریخچهای نباید در گوشی باقی بماند.
- انضباط در شبکههای اجتماعی: در پلتفرمهای عمومی، ارتباطِ مجازیِ خود را با همتیمیهای میدانی قطع کنید. لایک کردن و تگ کردنِ یکدیگر در فضای علنی، به معنایِ کشیدنِ فلشِ راهنما برای بازجوهاست.
در جنگ نابرابرِ اطلاعاتی، گوشیِ هوشمندِ شما میتواند قویترین سلاح یا مرگبارترین نقطهضعفِ شما باشد. بازداشتهای دستهجمعی در اهواز متوقف نخواهد شد، مگر آنکه کنشگران بپذیرند بهداشتِ دیجیتال یک انتخابِ شخصی نیست؛ بلکه یک مسئولیتِ جمعی برای حفظ جان و آزادیِ تکتکِ اعضای جامعه است.