چگونه استارلینک در دادگاه‌های ایران معادل «جاسوسی و تروریسم» شد؟

1 دقیقه مطالعه 8,071 بازدید
Menm
اندازه متن

رویکرد نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی نسبت به تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، از برخورد با یک تخلف سایبری یا قاچاق کالا، به سطح مقابله با یک تهدید استخباراتی و نظامی تغییر فاز داده است. در منطق ماشین سرکوب، این تجهیزات دیگر صرفاً ابزاری برای دور زدن فیلترینگ نیستند؛ بلکه سلاحی استراتژیک برای درهم‌شکستن انحصار اطلاعاتی حاکمیت محسوب می‌شوند و برخورد با آن‌ها نیازمند اجرای خشن‌ترین سناریوهای امنیتی، پرونده‌سازی‌های سنگین و شلیک مستقیم در میدان است.

ارتقای اتهام؛ از ارتباطات غیرمجاز تا جاسوسی و تروریسم

دستگاه قضایی و امنیتی در حال نهادینه کردن رویه خطرناکی است که در آن، صرفِ نگهداری یا استفاده از استارلینک معادل اقدام مسلحانه و جاسوسی ارزیابی می‌شود. در فاجعه نیزارهای قلعه‌چنعان اهواز، جوانانی که برای هماهنگی اعتراضات و شکستن سد سانسور در زمان قطعی اینترنت از استارلینک استفاده می‌کردند، هدف آتش مستقیم کمین نیروهای ویژه (نوپو) قرار گرفتند. نهادهای اطلاعاتی با ناپدیدسازی قهری کشته‌شدگان و انتقال بازماندگان به سلول‌های انفرادی، اتهاماتی نظیر جاسوسی برای اسرائیل و هدایت عملیات مسلحانه را به آن‌ها وارد کردند تا مسیر صدور احکام اعدام هموار شود. این چتر سرکوب اکنون از فعالان مدنی فراتر رفته و طبقه کارگر را نیز هدف گرفته است؛ چنان‌که یورش نیروهای اطلاعاتی به یک لنج در اسکله عبادان (آبادان) و ربایش یک کارگر جوان صرفاً به دلیل نگهداری یک دستگاه استارلینک، نشان می‌دهد که داشتن این سخت‌افزار در هر سطحی از جامعه، بهانه‌ای برای پرونده‌سازی‌های ویرانگر امنیتی است.

هراس ساختاری از پایان تاریکی مخابراتی

استراتژی بقای سیستم در زمان بروز بحران‌های اجتماعی، متکی بر ایجاد خاموشی مطلق اینترنت است تا بتواند کشتارهای فراقانونی و سرکوب‌های خیابانی را بدون برجای ماندن مستندات دیجیتال اجرا کند. استارلینک این انحصار تاریکی مخابراتی را به طور کامل بی‌اثر می‌کند و همین مسئله، هراس ساختاری نهادهای امنیتی را برانگیخته است. اعتراف رسمی پلیس امنیت اقتصادی مبنی بر کشف قریب به هزار دستگاه و بازداشت ۱۶۳ نفر تنها در چهار ماه، در کنار برآوردهای نهادهای بین‌المللی از وجود ده‌ها هزار کاربر فعال در ایران، استیصال حاکمیت را در برابر این جریان مهارناپذیر نشان می‌دهد. حاکمیت متوجه شده است که شریان ارتباطی جامعه با جهان خارج دیگر در کنترل کامل زیرساخت‌های دولتی نیست و اعمال محدودیت‌های داخلی کارکرد خود را از دست داده است.

جنگ الکترونیک و رهگیری‌های میدانی چندلایه

حاکمیت برای مقابله با این شبکه توزیع‌شده، ترکیبی از عملیات میدانی سخت و جنگ الکترونیک را به کار گرفته و با این تجهیزات همانند فرستنده‌های متخاصم در میدان نبرد برخورد می‌کند. در حال حاضر، نیروهای امنیتی با استفاده از پهپادهای مجهز به دوربین‌های حرارتی، در تلاش برای شناسایی دیش‌های فعال در پشت‌بام‌ها و مناطق حاشیه‌ای نظیر نیزارها هستند. هم‌زمان، استقرار اخلالگرهای ماهواره‌ای نقطه‌ای در مناطق حساس برای کور کردن سیگنال‌های دریافتی، و همچنین گشت‌زنی خودروهای سایبری برای اسکن و رهگیری شبکه‌های وای‌فای ساطع‌شده از روترهای استارلینک در سطح شهرها، به یک رویه ثابت برای ردیابی کاربران تبدیل شده است.

پروتکل‌های حفاظتی ویژه اپراتورهای استارلینک

کنشگران و شهروندانی که مدیریت این پایانه‌های ارتباطی را بر عهده دارند، باید بپذیرند که در خط مقدم یک نبرد اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته‌اند و نیازمند رعایت دقیق‌ترین موازین امنیت عملیاتی هستند. جابه‌جایی فیزیکی این تجهیزات در معابر عمومی، به‌ویژه در نقاط ملتهب، ریسک کمین و شلیک مستقیم ضابطان را به همراه دارد و باید متوقف شود. اپراتورها موظف‌اند با استفاده از پوشش‌های غیرفلزی، دیش‌ها را از دید مستقیم و حرارتی پهپادها مستتر کنند. علاوه بر این، مخفی‌سازی نام شبکه محلی روتر (SSID) برای جلوگیری از شناسایی توسط اسکنرهای خیابانی، و الزام تمامی کاربران متصل به شبکه به استفاده از تونل‌های رمزنگاری‌شده (VPN) جهت پنهان ماندن محتوای ترافیک، از حیاتی‌ترین اقدامات برای حفظ امنیت جان شبکه ارتباطی است.